یادگیری و معرکه گیری

امروزیک روزاست که من رهاوآزادشده ام.با نگاهی به ده ماه وچهارده روز سفراولم میبینم که هروقت دنبال ایراد گرفتن ونق زدن رفتم به مرورباکسانی گرم گرفتم که حس مشترکی باهم داشتیم وبا هم معرکه میگرفتیم واز کسانی که درپی خدمت کردن بودندفاصله میگرفتم.

این رفتاردور شدن ازآموزش وغفلت ازیادگیری رابرایم به همراه داشت.یعنی هروقت درکنگره به دنبال حاشیه رفتم به همان میزان وشاید خیلی بیشترازآموختن وآگاهی ودانایی دورتر میشدم.

درست اززمانی که باعمل به راهنماییها وفرمان راهنماکم کم به خدمت کردن روی آوردم وخودم رادرکنارافرادخدمتگزار کنگره دیدم علاقه واشتیاقم به فراگیری آموزشهای جلسات کنگره ولژیون بیشتر شد.

من آموختم وتجربه کردم که با خدمت وحرکت درراستای اهداف وقوانین و حرمتهای کنگره هر روز بیشتر تشنه یادگیری وآموزش میشوم