به گمانم عاشورا هم جاریست ...

دوباره بوی او  ، عاشورای او می آید. گویی که زمان مرا با خود برده است به نقطه ای که تقابل میان خیر وشر بودو جنگ میان راستی ودروغ ، کفر وایمان .... صحنه ای از هستی که درون همه انسانها رخنه کرده است وهمیشه درس ایثار واز خود گذشتگی را به یاد آنها می آورد

اما نه، عاشورا فقط برای یک زمان نبوده است وامروز هم که خوب می نگرم تکرار گردونه تاریخ را میبینم وحس میکنم، آری امروز هم صحنه عاشورا برپاست وهنوز هم ندای سالار شهیدان برای آنهایی که هنوز به او نپیوسته اند به گوش می رسد، ندای یاری کردن او که نه ، بلکه یاری دادن خودمان برای خروج از ظلمت وتیرگی وجهل، چراکه همچون اویی را چه احتیاج به یاری ماست ودر حقیقت این ماییم که در لحظه لحظه هستی خود نیازمند دست یاری اش به سوی خودمان هستیم.

 آری به گمانم عاشورا هم جاریست ونگاهی از جنس نور، منتظر است تاما رویمان را به سویش بچرخانیم ودیگر فقط نظاره گر صحنه عاشورا نباشیم و  حسرت بروی حسرت تلنبتار نکنیم .


(مصطفی حاجلو)