واقعه ای نیم روز بیشتر طول نکشیده اما عرضش از طول تاریخ بیشتر شده است

نام حسین و پرچمش هیچگاه محو  نخواهد شد.

 

حضرت امام حسین)ع( هنگام خروج از مدینه،  فرمودند. "اَلّلهُمَّ اِنِّی اُحِبُّ الْمَعْرُوفَ و اَ کْرَهُ الْمُنْکَرَ"؛

خدایا، من ارزش ها را دوست دارم و از ضدّ ارزش ها بیزارم.

این سه صورت مسئله را اگر با نگاهی جامع تر، متعالی و از بالا بنگریم، با صلح و

صفا، حل شدنی است، مشروط به آن که سهم "عقل" و سهم "عشق" و سهم "شرع"،

همه به موقع و به اندازه و در جای خود )نه دیگری( پرداخت شود و این همان کاری

است که در عاشورا و کربلا صورت گرفت. به ما تلقین می شود که در کربلا، دعوای

"عشق" و "عقل" بود و شهدای کربلا، عشق را بر عقل، ترجیح دادند، بنابراین عاقل

نبودند و یا عاقلانه عمل نکردند. می خواهم در این ذهنیّت که بین ما مشهور شده است،

تردید کنیم که در کربلا، سهم "شرع" و "عقل" و "عشق"، یک جا و به اندازه، اداء شد

و منافاتی در این میان نبود. هرگاه سهم هر یک به موقع پرداخت و عادلانه تقسیم

شود، "عشق" و "عقل" و "شرع"، نه در برابر یکدیگر بلکه به مثابه ی اجزای

پروژه ای واحد برای انسان سازی و برای مأموریت واحد، به کار می آیند

من معتقد نیستیم که مسیح)ع( یا حسین)ع(، مسئولیت مردم را از دوش آنان برمی دارند

و خود به دوش می کشند. با عاشورای حسین)ع( از هیچ کس سلب مسئولیت نشده و

نمی شود. عاشورا "مسئولیت آور" است نه "مصونیت آور". این برداشت از عاشورا را

میان برخی شیعیان رایج کردند که حسین)ع(، شهید شد تا ما گریه کنیم و گناهانمان

بخشیده شود، یا شله و آش نذری دهیم تا بخشی از ربا و نزول هایی که خورده ایم و

گناهانی که کرده ایم، جبران شود. این همان برداشت کلیسا از ادّعای به صلیب رفتن

عیسا)ع( است که حسین)ع( در عاشورا شهید شده تا با گریستن بر او ما بخشیده

شویم. شکی نیست که با گریه بر حسین)ع(، گناهانی بخشیده می شود. شفاعت امام

حسین)ع( در قیامت، آرزوی بزرگ همه ی ماست و تردید ندارم که گریه بر

حسین)ع(، در جلب عفو و رحمت خداوند، در تلطیف روح انسان، در متوجه کردن ما

به قصورها و تقصیرهای مان، در منقلب کردن و پشیمان کردن ما از خطاها و تلاش

برای توبه و جبران و تجدید نظر در زندگی عمیقاً مؤثر است. کمترین ثمره ی گریه بر

حسین)ع(، آن است که هر بار اعلام می کنیم ما در جبهه ی حسینی و یزیدی تاریخ،

بی طرف و خنثی نیستیم و حتی گریه مصنوعی، "تباکی" و تظاهر به گریه نیز اعلام

موضع است که ما در صف حسین)ع( و با حسینی های تاریخ هستیم و خواهیم ماند و

نه بی طرف و نه با یزیدی ها، نیستیم. گریه بر حسین)ع( هم عبادت است و هم

سیاست




 این كه حسین (ع) فریاد می‌زند:آیا كسی هست كه مرا یاری كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند كه كسی نیست كه او را یاری كند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.



محمود اسماعیلی