دل نوشته مسافران(کسب رتبه اول در وبلاگهای کنگره)
حدود سه ماه قبل بود که دستور جلسه سایت و استفاده از مطالب سایت بود و جلسه عمومی شعبه شهرری با استادی جناب حسن بابایی برگزار گردید و مطالب ایشان برایم جذاب بود ، من هم که در خلوت خودم گاهی دستی به قلم میبرم ترغیب شدم که در این بخش حضور داشته باشم و اینجا احساس کردم که میتوانم خدمتی انجام دهم چون همیشه استاد اسماعیلی از خدمت کردن و رابطه اش با حال خوش صحبت میکردند و همیشه این مطلب را عنوان میکنند که بسیاری از مطالب بدلیل حجم زیاد سرفصلها و نکات و نیز کمبود وقت و زمان مجال عنوانش در جلسات نیست و میتوان فقط در سایت آنها را یافت و همیشه از ما میخواستند رفتن به سایت را جزو برنامه های روزانه خود قرار دهیم .
و در آن روز استاد جزوه ای سه صفحه ای با تصاویر که روش ورود اطلاعات در وبلاگ و در حقیقت آموزش وبلاگ نویسی را بسیار ساده به مسافران لژیون اهداء نمودندو این کار مرا برای درج مطالب در وبلاگمان بیشتر تشویق نمود.
روز بعد از جلسه شعری نوشتم و به استاد تلفنی گفتم که میخواهم در جلسه بخوانم و مشارکتم را با این شعر انجام دهم ، و استاد از من خواستند که شعر را به مسوول وبلاک لژیون بدهم و ایشان در وبلاگ ثبت و پست نمایند ، و من هم اطاعت امر کردم ولی دلم میخواست مطالب با قلم خودم ارسال شود و این کار برایم لذت بخش مینمود ، بهرحال از استاد اجازه گرفتم و کد ورود برایم صادر شد و منهم نویسنده شدم ، وهر دو سه روز مطلبی از تجربیاتم نوشتم ، البته دوسه بار مطلبی نوشتم شعارگونه و توصیه ای که اصلا بعد از ارسال و ثبت که دوباره خواندمشان برایم جذاب نبود و بهمین دلیل شروع کردم به نوشتن تجربیاتم ، بعد از نوشتن چند مطلب ،یکی از متنهایم در سایت اصلی قرار گرفت و من هم بسیار تعجب کردم که تمام وبلاگها توسط آکادمی رصد میشود و این آغازی بود در تلاش بیشترم که حس کردم جایی مفید واقع شده و میتوانم خدمت کنم و به همدردان کمک کنم ، باور کنید هروقت مطلبی مینویسم.بعد از نمایش در وبلاگ چندبار میخوانمش و هربار نیرویی بیشتر میگیرم ، شاید فکر کنید خودشیفتگی است و غرور! ولی ابدا این نیست نوشته هایم برایم حکم مشارکت در جلسات را دارد که بعد از مشارکت حالم بهتر میشود ، اینجا هم همان حس را پیدا میکنم . دیروز یکشنبه سوم آذر نودودو باز هم مطلبی از نوشته هایم را در سایت کنگره دیدم و باز بسیار شادمان شدم که من هم میتوانم مؤثر باشم ، و شاید این متن بتواند دردمندی را که با من هم حس است و از این نوشته حسی میگیرد به درمان ترغیبش کند ، و اینجا بود که رتبه بندی را دیدم و رتبه وبلاگ لژیون خودمان و حاج محمود اسماعیلی را در رتبه نخست دیدم و بسیارشادمان شدم ، نه از اینکه بدنبال معرکه باشم و خودی نشان دهم فقط از این باب که من کوچکترین عضو این وبلاگ توانسته ام نقشی مفید در راه مستقیم و تلاشی در جهت انچه رسم کنگره است کرده ام و آموزشهای استادم و تلاششان بدرستی نتیجه داده ، با اینکه از شعار و نصیحت بیزارم ولی میخواهم از تمام کسانی که این متن را میخوانند خاضعانه خواهش کنم که تجربیاتتان میتواند به دردمندی کمک کند و چه عمل صالحی بهتر از کمک به دیگران ؟ و باور کنید من تا دوسال پیش اصلا نمیتوانستم در اینترنت جستجو کنم و حتی یک لینک ادرس را بنویسم ولی با تلاش توانستم به سادگی تا حد رفع نیاز این کار را یاد بگیرم ، پس بیایید با عظمی راسخ دست بدست هم بدهیم و این آتش ویرانگر را مهارکنیم ،ما میتوانیم این تجربیات را برای خودمان باقیات صالحات قرار دهیم ،
مگر نه اینست که در کنگره بدنبال جایی برا خدمت میگردیم و شاید بدلیل تراکم جای خالی گیرمان نیاید! پس چه جایی بهتر از وبلاگ در هر شعبه یا لژیون که برای همه جا هست و هرچه مطلب بیشتر دردمندان بیشتری به درمان نزدیکتر
و در آخر به قول استادم آقای محمود اسماعیلی: ما کار به نتیجه نداریم که مقام چندم را کسب می کنیم برای ما وظیفه و تکلیف مهم است که در حال انجام آن هستیم.
مسافر سفر اول: علیرضا
این وبلاگ از طرف لژیون آقای محمود اسماعیلی از نمایندگی شهرری با هدف آموزش ، پیشگیری ،مهار و درمان رایگان اعتیاد راه اندازی شده است امیدواریم که بتوانیم در این مسیر قدمی برداشته باشیم.