به نام قدرت مطلق

تقدیم به همسفرم

 (( ترکش‌های اعتیــاد را در صدف قلب خویش تبدیل به زیباتـــرین ستارگان نمودید و با آن

ستارگــان توانستیم راه خود را در میان ظلمات اعتیــاد به روشنایی روز هموار نماییم.

چون ستارگــان بدرخشیــد و انوارتــان حیات‌بخش بــاد. ))

 

 همسفر ارجمندم؛ ای اسطوره استقامت

امروز روز واقعی دیگریست برای شما  روزت مبارک

چه شعار آسانی است ؛ برای یک همسفر ، صبر و استقامت

و چه سخت است انجام آن.

و هیچکس ندانست چه گذشت بر تو تا امروز که به این مقام رسیدی.

و هیچ کس ندانست مرواریدهایی که در ظلمت شب از صدف سفید چشمانت جاری گشت،  برای چه بود.؟

و چگونه سپری شد ثانیه هایی که برابر است با سالهای تنهایی؟

و سنگینی حقارت دیگران را چگونه تحمل نمودی؟

و چقدر پنهان نمودی ، غم و درد خویش را ؟

و چه سخت است درد خود را فراموش کردن و برای درد و رنج دیگران دعا کردن.

و چه دستهای رو به خدا که تا صبح ، در آغوش نور بود.

و چه زیباست امیدی به درخت پوسیده داشتن و  صبورانه زیر سایه آن نشستن به انتظار روزی که میوه دهد.  هرچند درخت هم خود را  فراموش کرده بود.

تعظیم هستی در مقابل کوه عظیم استقامتتان ستودنی است.

مانده ام  که در این سالها چرخ زندگیمان را دست  تو  چرخانده است یا   دست خدا    که  هر دو بوسیدنیست.

به خاطر تمام زحمات و صبوریت از شما ممنونم

چون شما تنها کسی بودی

که بعد از خدا برایم ماندی و  نرفتی

 

محمود اسماعیلی

پنجشنبه 07-09-1392