مسافر بدون همسفر

به كنگره كه آمدم ديدم كه عده اي با خانواده در جلسات حاضر ميشوند و ابتدا با ترديد كه آيا اينها هم مصرف كننده هستند يا جهت همراهي مسافرشان ميايند مينگريستم وبعد متوجه شده كه نه اينان همسران و مادران و خواهر و فرزند مسافر هستند كه با دلسوزي و وفاداري و بي منت و مزدراي ياري ميايند و تمام خواسته ايشان سلامت و رهايي مسافرشان است به اين مسافران سخت غبطه خوردم كه من هيچ يار و همراهي ندارم .

 اما چرا هم يار هست و هم همسفر . يار من راهنمايم است .

همسفرم تمام داداش لژيونيهايم هستند كه مرا ياري ميكنند .

 زماني كه سردرگم ميشوم اين راهنماست كه مسيرم را هموار ميكند و انگاه كه در كلافي بدور خود ميچرخم اين حمايتهاي داداش لژيونيها است كه مرا به مسير پيش ميراند .

وقتي در راه ميمانم ميبينم كه سفر دوميهاي هم لژيون من هم روزي در اين راه بوده اند و اكنون برايم مانند روشناييهاي درون تاريكي هستند .

 مانند يك جزيره سرسبز درون طوفان .

امیدم برای رهایی بیشتر و بیشتر می شود

از شما همسفران که همپای مسافرتان بی هیچ منتی حرکت میکنید سپاسگزارم . و تمامی ایامی که بال پرواز مسافرت بودی را تبریک می گویم

و بدان همیشه  گرامي ميدارم

مسافر بدون همسفر - علیرضا