کمک کنگره به من

این دانایی چیست که استادم میگوید مواد را کم نمیکنیم بلکه دانایی را بالا برده و جایگزین میکنیم!  

 همیشه با مسایل و دروس درگیری ذهنی داشتم که چگونه کاربردی اش کنم و اصلا این دروس به چه دردم میخورد! ؟ 

 نافرمانی باعث از هم گسستن پیوند محبت میگردد!  

واقعا به چه معناست ؟ 

 اینها و از این دست مسایل ذهن و اندیشه ام را فرا  گرفته بود

 هرروز که از سفرم میگذرد بیشتر نکات را درمیابم و میفهمم 

 آنروزها که فقط بافکر افیونی و حس خراب وارد کنگره شدم و همینطور خام به سفر ادامه میدادم در این فکر و اندیشه بودم که کی این یازده ماه به پایان میرسد 

 و هر مطلبی را با مقیاس و متر دانسته ها و آموخته های قبلیم و آنهم با تأثیر افیون بر نگرشم میسنجیدم 

 هر نکته که استادم و یا درجلسات عنوان میشد فقط بدنبال نقطه ای سیاه در میان یکبرگ کاغذ سپید بودم و فقط نکات منفی را میدیدم!، 

البته آنهم منفی از دیدگاه افیون و حس آلوده!  

مرحله به مرحله دریافتم چگونه پیوند محبت برقرار میگردد و چرا نافرمانی محبتها را کم رنگ و در نهایت به جدایی می انجامد ، دریافتم دروغ گفتن و سرزنش کردن و تهمت و. ... از این دست چگونه از پیکره نیروی منفی است و کمک به سقوطم میکند!  

 دانستم برای سقوط ابتدا باید به لب پرتگاه رفت و بعد سقوط کرد و ابتدا به ساکن و همان دم که میگذرد سقوط آنی اتفاق نمیافتد!  

یاد گرفتم رهاکردن افکار منفی را را و اینکه روی مشکل و خصلتهای بد دیگران دوربین نیندازم.

 آموختم چگونه کاربردی کنم آنچه را میاموزم و دانستم آموزه هایم را باتفکر و حرکت و رفتن بیامیزم تا نتیجه حاصل کنم صحیح و منطقی 

 و اینکه اصلاً راه مستقیم چیست و چگونه میشود براه مستقیم وارد شد و در آن ماند!  

 چرا که استاد و کلام گهر بارش همیشه راه گشاست که : 

 جهانبینی است که شخص باید تغییرش دهد تا به تعادل برسد 

 و دیدم نمونه هایی را که رفته اند و به قله رسیده اند و در قله مانده اند چرا که در قله ماندن سختتر از به قله رسیدن است 

 و برای انسان عاقل یک اشاره کافیست و اینها تماما هدیه کنگره به من است 

 و من هم باید ذره ای از این چرخه حیات باشم و وارد چرخه گردم ، 

همانطور که نظام هستی چرخه حیات یا چرخه غذایی دارد و هر عضو با خورده شدن و یا خوردن به بقای خود کمک میکند پس من هم باید این چرخه را رعایت کنم تا بقایم در خطر نیافتد ، 

من کمکی به کنگره نمیکنم بلکه باز به خودم کمک میکنم 

 

 

علیرضا مسافر سفراول