سیزدهمین جلسه از دوره چهل و هشتم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره 60 مورخ 92/11/02 با نگهبانی و استادی آقای مهندس دژاکام و دبیری آقا هادی با دستورجلسه وظایف رهجو رأس ساعت 16:00 آغاز به کار نمود . 

سخنان استاد:

 امروز در ساختمان جدید شورای 14 C تشکیل شد و اولین جلسه را در آنجا تشکیل دادیم . مطالبی که در این جلسه تصویب شد به قرار ذیل می باشند:

آقای رضا نادری بعنوان ایجنت شعبه شادآباد انتخاب شدند . هفته گذشته آقای محسن کیوانی بعنوان ایجنت شعبه افسریه انتخاب شدند چراکه ایجنت ها قانوناً بایستی تغییر کنند .

مطلب بعد اینکه ؛ از حالا به بعد خانم های همسفر تنها در شعبی می توانند حضور داشته باشند که مسافرشان در آنجا باشد . در آکادمی یکسری از لژیونها را جمع کردیم و به شعب دیگر انتقال دادیم ازجمله پرستار و شهرری و طبیعتاً می بایست همسفرهای آنها نیز همراه آنها می رفتند و نمی شود که فردی در شعبه شهرری باشد و همسفرش در آکادمی باشد . البته اگر همسرشان راضی باشد ، مسئله ای وجود ندارد اما معمولاً باید به همان شعبه ای که مسافرشان در آنجا می باشد ، بروند و اگر خواستند به آن شعبه بروند ، راهنمای همسفر نباید جلوگیری کند و اصولاً در حیطه اختیار راهنما نیست که بخواهد از رفتن او جلوگیری کند . بنابراین همسفران تنها در شعبی می توانند حاضر شوند که همسرشان هم در آن شعبه حضور داشته باشد .

مسئله دیگری که ما از قدیم با آن مواجه بوده و مشکل داشتیم ، این بود که یکسری افراد وارد کنگره می شدند تا قوانین کنگره را بیاموزند و سپس مسافر خود را بیاورند و این مسئله به مدت 3 ماه بود . اکنون بعضی مواردی داریم که حدود 2 یا 3 سال است که به کنگره می آیند و هنوز مسافرشان به کنگره نیامده است . شاید این عزیزان بگویند که ما دوست داریم در کنگره باشیم . ماهم می خواهیم که آنها باشند اما بدلیل اینکه کمبود جا و فضا داریم ، با مشکل مواجه می شویم . اگر فضای کافی داشتیم ، مشکلی نبود . بنابراین ؛ طبق تدابیر انجام شده ، قرار بر این شد تا این افراد به مدت 6 ماه به کنگره بیایند و در لژیون هم قرار بگیرند اما پس از 6 ماه دیگر نمی توانند در لژیون ها بنشینند و فقط می توانند در جلسات شرکت کنند بدلیل اینکه تعداد لژیون هر راهنما محدود است و این افراد نه می توانند دبیر شوند ، نه نگهبان و نه کمک راهنما . بنابراین در کلیه همسفرها افرادی که همسفر و یا مسافر ندارند تا 6 ماه می توانند در لژیون قرار بگیرند و پس از 6 ماه باید لژیون را ترک کنند و تنها در جلسات شرکت کنند و راهنماها باید تکلیف این رهجوهای خود را مشخص نمایند و امیدوارم خانم های همسفر این پارامتر را حل کنند .

آقای مهندس در ادامه سخنان خود پیرامون دستورجلسه هفته آینده که " وظایف رهجو " می باشد ، فرمودند :

در سی دی وظایف رهجو راجع به دستورجلسه بصورت کامل صحبت کردم و این سی دی جزء منابع آزمون کمک راهنمائی نیست و ادامه دادند :

یکسری لغات و یکسری واژه ها تکلیف ما را مشخص می کند و اگر ما به آن واژه ها دقت کنیم ، تکلیف همه ما مشخص می شود . ما نه پزشک هستیم و نه روانپزشک و نه درمانگر و هیچگونه ادعائی از این جهت نداریم . ما در کِسوت راهنما هستیم یعنی راه را نمایان می کنیم و را را نشان می دهیم . به چه کسی نشان می دهیم ؟ به کسی که رهجو باشد یعنی ؛ جوینده راه باشد . دانش آموز به معنی کسی است که دانش را آموزش می بیند . از یک مرحله که بگذرد ، تبدیل به دانشجو می شود یعنی ؛ خودش بدنبال دانش می گردد یا رزمجو که به معنی رزم جوی حرفه ای می باشد . بنابراین ؛ ما در سیستم خود بیمار و یا مریض نداریم و باوجودی که شاید بیمار باشند اما به آنها رهجو می گوئیم یعنی ؛ کسی که جوینده راه باشد و خودش بخواهد راه را پیدا کند بنابراین ؛ وقتی شخصی را به زور نزد ما می آورند ، این شخص رهجو نمی شود .

کسی که نمی خواهد راه درمان را بیابد و طی کند ، رهجو نیست . رهجو کسی است که بخواهد راه را پیدا کند و در آن زمان است که می توانیم به او کمک کنیم . اگر نخواهد راه را پیدا کند ، ما نمی توانیم هیچ کاری برای او انجام دهیم . وقتی کسی جوینده راه نباشد ، ما راهنمای که باشیم ؟ ما راهنمای کسی می شویم که راه را بخواهد . پس خود کلمه رهجو تکلیف مارا روشن می کند که ما چه کاره هستیم .

حال این رهجو هم از آن مسافر است و هم همسفر و فرقی نمی کند . همسفری هم که وارد کنگره می شود ، یک رهجو به حساب می آید . امیدوارم هرچه زودتر نوشتارهای همسفران را تغییر دهم که می گوید : ما همسفران پشتیبان مسافرانی هستیم که سفر خود را از تاریکیها به سمت روشنائیها آغاز نموده اند . در ابتدا ممکن است پشتیبان مسافران باشیم اما در ادامه اینگونه نیست چراکه حال همسفران از مسافران خیلی خرابتر است و فقط این مسافران نیستند که از ظلمت به سمت روشنائی حرکت می کنند . آیا همه شما همسفران در روشنائی قرار دارید ؟! یا همه شما در مهر و شجاعت قرار دارید ؟! یا همه همسفران در عشق غوطه ور هستند ؟!

پس می بینیم که همسفران هم رهجو هستند و مانند مسافران باید پله پله راه را پیدا کنند . حال مسافران از مواد جدا می شوند و سفری از ترس به شجاعت ، از قهر به مهر و از نفرت به طرف عشق انجام می دهند و برای همسفران هم همین است و باید خودشان جوینده راه باشند . اگر فقط بخواهند بیایند و بروند ، فایده ای ندارد . درست است که در درجه اول به قصد کمک به مسافر قدم به کنگره می گذارند اما باید بلد باشید کمک کنید یا خیر ؟ یک عضو خانواده اگر بلد باشد می تواند به مسافرش کمک کند ، اگر بلد نباشد ، باعث تخریب می شود . من دیروز این مثال را زدم که در نظر بگیرید ؛ فردی غش کرده و به زمین می افتد و دچار تشنج می شود . خانم می آید جیغ می زند و بر سرو صورت خود می کوبد که خدایا چه کنم ! نه تنها کمکی نمی کند بلکه ایجاد اختلال و مشکل می کند . بنابراین ؛ می بایست فردی آموزش دیده و با آرامش کامل او را درمان کند . مانند همان قضیه خاموش کردن با بیل توسط فردی که سررشته در خاموش کردن آتش ندارد ! گاهی اوقات ممکن است همسفران همین کار را انجام داده و همه چیز را خراب کنند پس خانواده ها هم رهجو هستند .

کنگره چیزی مانند قهوه خانه نیست ، مثل کلوپ نیست . با اسلحه و شمشیر چوبی نمی توان به جنگ رفت . اعتیاد خیلی قوی و قدرتمند است . تمام جهان در مقابل اعتیاد زانو زده اند و نتوانستند راجع به اعتیاد کاری انجام بدهند و طرح کاهش آسیب و یا نگهدارنده را اجرا می کنند . بنابراین ؛ ما باید با دانش و آگاهی کافی حریف اعتیاد شویم .

رهجو یکسری وظایف دارد و همینطوری نیست . اولین چیزی که وظیفه رهجوست این است که تا سه جلسه با کنگره آشنا شود و بعد از سه جلسه که بعنوان میهمان شرکت می کند ، تصمیم می گیرد که به کنگره بیاید یا نیاید . در این سه جلسه تصمیم می گیرد که آیا اصلاً فضای کنگره به درد او می خورد و می تواند در کنگره درمان شود یا خیر ؟! اگر کنگره را پذیرفت ، می شود رهجو وگرنه بدنبال کار و زندگی خود می رود بنابراین ؛ وقتی کنگره را قبول کرد ، اولین کاری که باید انجام بدهد ، این است که هرچه با خود دارد را پشت در بگذارد . اگر دکترای فیزیک اتمی دارد ، دکترای بیولوژی دارد ، اولین سرمایه دار ایران است ، مسلط به 7 زبان خارجه است ، مربی بین المللی بوکس یا اسکی یا والیبال است ، همه را پشت در کنگره گذاشته و تنها با یک نام رهجو وارد کنگره شود ، چه مسافر و چه همسفر . برای اینکه اگر فوق دکترای اتمی هست ، تاکنون نتوانسته اعتیاد خود را درمان کند . در جای خودش احترام خاص خودش را دارد اما در مقوله اعتیاد نتوانسته به او کمکی کند . اگر می خواهد خوب شود باید هر تخصصی دارد را کنار بگذارد .

مسئله دوم این است که ؛ باید به راهنمایش اعتماد کند و هرچه راهنمایش گفت ، قبول کند . باید راهنمایش را با حس خود انتخاب کند و برمبنای گرایش و میل خود راهنمایش را انتخاب کند . نباید با راهنما بحث و جدال و اظهارنظر کند و یا از کار او ایراد بگیرد . رهجو وقتی به کنگره می آید ، می بایست تنها یک هدف داشته باشد و آن درمان خودش است . ممکن است ما خیلی چیزها بلد باشیم اما اگر بخواهیم به ماهیگیری برویم ، ماهیگیری یک قلق بخصوصی دارذ .

صد هزاران علم دارد از علوم           جوهر خود می نداند این ظلوم

داند او خاصیت هر جوهری             در بیان جوهر چون خود خری

( حضرت مولانا)

بنابراین ؛ ما در کنگره می خواهیم تنها خاصیت خود را پیدا کنیم و آن جوهر ، آموزش معلمان ما در لژیون است . خانم آنی گفته بودند که در گروه خانواده هم باید سی دی تهیه کنند و گوش بدهند . نامه ای از یک همسفر بدست من رسید با این مضمون که ؛ آقای مهندس شما که دم از محبت می زنید ، حاضرید ما از هزینه پوشک بچه زده و سی دی تهیه کنیم ؟! این یک جمله مظلوم نمایانه است . همسر شما روزی یک پاکت سیگار می کشد به مبلغ 5000 هزار تومان و در هفته شاید یک سی دی بخرید به مبلغ 1500 تومان که در ماه می شود 6000 تومان و مبلغ آن در ماه به اندازه یک پاکت سیگار است . شما حاضرید برای هر چیزی هزینه کنید اما برای یک سی دی آموزشی هزینه نکنید ؟! حاضر نیستیم برای آگاهی و شعور خود هزینه کنیم . این یک نوع مظلوم نمائی است . باید برای آموزش خود هزینه کنیم تا یاد بگیریم . بارها و بارها گفته ام که من زمانی که رگ قلبم گرفت ، 14 روز در بیمارستان خوابیدم و مبلغ 30 میلیون تومان هزینه دادم ، حال در کنگره که همه چیز رایگان است ، هزینه سی دی به چشم نمی آید و با این اطلاعاتی که در اختیار شما قرار می گیرد و با حداقل قیمت بدست شما می رسد . بنابراین ؛ در تمام لژیون های همسفران باید سی دی آموزشی تهیه شده و کار شود . اگر سی دی گوش ندهید ، از چه چیزی می خواهید آموزش بگیرید ؟ لژیون های ما نه لژیون ازدواج است و نه لژیون طلاق ، نه لژیون کاریابی است و نه آشپزی . اگر در لژیون راجع به منابع آموزشی و سی دی ها صحبت نکنید ، راجع به چه چیزی می خواهید صحبت کنید ؟ هیچ راهنمائی تحت هیچ شرایطی اجازه ندارد وضعیت یکی از شاگردان خود را به مشارکت بگذارد و اصلاً چنین حقی ندارد و به هیچ کسی ارتباطی ندارد و آن فرد خودش باید اطلاعات و آگاهی گرفته و خودش مشکلش را حل کند .

ما در کنگره حروف الفبا و خواندن و نوشتن را یاد می دهیم و هرکس شعر خودش را خودش می گوید و هرکس شعر خودش را خودش می خواند . این برنامه ریزی کنگره ماست . رهجو باید به حرف راهنما گوش کند تا راهنما بتواند او را به نتیجه برساند .

مسئله بعدی از وظایف رهجو ؛ وقت شناسی اوست . رهجو باید " وقت شناس " باشد . در یک برنامه تلویزیونی فردی می گفت : در ایران ساعت اختراع نشده است . تمام مدیران کل به موقع در جلسات خود حاضر نمی شوند و گمان می کنند که اگر سر ساعت به جلسات خود برسند ، کسر شأن است و اینهادر فرهنگ ما جا افتاده است . اگر کسی نمی تواند به موقع در جلسه حضور پیدا کند ، به چه دردی می خورد ؟ اگر فردی که یک زمانی را پیش بینی کرده و چندین نفر روی آن برنامه ریزی کردند را بلد نباشد رعایت کند ، چه چیزی را می خواهد یاد بگیرد ؟ ما از او چه چیزی یاد بگیریم ؟

رهجو باید یک ربع قبل از جلسه سر کلاسش حاضر باشد و تا آخر جلسه و لژیون هم حضور داشته باشد . ما در کنگره 60 مشکلی بعنوان مشکل ترافیک نداریم و در این 15 سال این را عنوان کرده ام . کسی که نگهبان جلسه است ، اگر حتی یک دقیقه دیر به جلسه برسد ، دبیر جلسه باید به جای او نشسته و جلسه را اداره کند و وقتی جلسه را شروع کرد و نگهبان از در وارد شد ، دیگر اجازه ندارد در جای خودش بنشیند و باید پائین روی صندلی بنشیند . من در این 15 سال نشده که تأخیر داشته باشم و شاید یکی دوبار و آنهم در وضعیت خیلی خاص این اتفاق افتاده باشد و همیشه سر ساعت جلسه را برگزار کردم . رهجوئی که نیم ساعت بعد از جلسه و یا تنها سر لژیون حاضر می شود ، به نتیجه نمی رسد . رهائی و درمان را به هر کسی نمی دهند ، به کسی می دهند که خواهان باشد و تلاش کند و به موقع بیاید .

از دیگر وظایف رهجو " خدمت کردن " است . ما در اینجا نه مستخدم داریم و نه آبدارچی و خوشبختانه همه افراد در کنگره 60 خدمت کردن را خوب یاد گرفته اند و نظافت سالن را انجام می دهند و کاری هم ندارند که فرد مهندس است یا دکتر ، همه کار انجام می دهند . کسی که خدمت می کند ، حال خودش خوب می شود ، امتحان کنید . وقتی فردی خدمت می کند ، همه او را می شناسند و او را دوست دارند . وقتی بخواهد دبیر بشود ، او را انتخاب می کنند . اگر بخواهد نگهبان و یا مرزبان بشود ، همه به او رأی می دهند . فردی هم هست که گوئی از دماغ فیل افتاده و خدمت نمی کند . این فرد هرگز به درمان نمی رسد . در کنگره 60 باید بازیگر بود و یکی از مسائل این است که باید با دیگران بجوشید و به آنها سرویس بدهید .


یکی از وظایف دیگر رهجو ؛ حمایت کردن سبد پول است . خواهش می کنم اگر کسی توانائی ندارد ، در سبد پول نیندازد . 100 تومان و 200 تومانی پاره را در سبد نیندازید و کسانی که توانائی این کار را دارند ، حتماً حمایت کنند .

در مورد باقی وظایف رهجو مطالب خیلی زیاد است علی الخصوص در قسمت همسفران و من بزودی نوشتارهای همسفران را تغییر خواهم داد چراکه همسفران هم مانند مسافران در حال سفر کردن هستند و تنها فرقشان در این است که مواد مصرف نمی کنند و دارو نمی خورند . به اعتقاد شخص من ؛ حال یک همسفر 50 برابر خرابتر از حال یک مسافر است . دلیل آن هم این است که خیلی ضربه خورده اند و گوئی صدبار مرده و زنده شده اند و اینهمه فشار روحی و روانی بر آنها وارد شده است . پس همسفر خود یک بیمار است . یکسری بیماریها هستند که افکار و اندیشه پریشان بر جسم اثر گذاشته و جسم را بیمار می کند . فشار روانی آنقدر روی جسم اثر می گذارد که فرد اسهال خونی و یا کلیت روده می گیرد . بعضی از این مشکلات را همسفران دارند بنابراین ؛ شاید در ابتدا برای مسافرتان به کنگره بیائید اما باید به فکر خودتان باشید و مسافر خود را رها کنید و کاری به کار او نداشته باشید .

وقتی به یک موضوع می رسید که برفرض ؛ راهنمای مسافر یک چیز می گوید و راهنمای همسفر یک چیز ، مسافر باید به حرف راهنمای خود گوش کند و همسفر به حرف راهنمای خود . چون حکم راهنمای مسافر برای مسافر قابل قبول و نافذ است اما حکم راهنمای مسافر برای همسفر نافذ نیست . قدیم می گفتیم ، هرچه راهنمای مسافر بگوید اما اکنون اینگونه نیست چراکه تمام آموزشهای مسافران را همسفران هم دیده اند و همسفران هستند که زندگی کرده و نقش همسفر را داشته اند و مسافران نقش مصرف کننده دارند . باید قدرت تصمیم گیری بیشتری به همسفران بدهیم و باید برنامه ریزی کنید و افرادی که وارد لژیونتان می شوند را بررسی کنید که کدام مسافر دارند و کدام ندارند . اگر 6 ماه بیشتر شده ، از آنها بخواهید که در لژیون قرار نگیرند و فقط در جلسه حضور پیدا کنند تا جا برای تازه واردین باز شود .

ایشان در پایان فرمودند :

داشتن کارت برای تمام افراد گروه خانواده الزامی است . اگر بازرسین به شعب بیایند و در یک لژیون فردی از شاگردان آن لژیون کارت کنگره 60 را نداشته باشد ، ما خود راهنما را توبیخ می کنیم و خود راهنما پوئن منفی خواهد گرفت . در گروه آقایان مسافر هم همینگونه است و اگر فردی کارت عضویت نداشته باشد و یا تاریخ اعتبار آن گذشته باشد ، راهنمای مسافر توبیخ خواهد شد .


" به پاکی دریاها ژرف باشید "

همسفر مهری

منبع: نمایندگی قزوین