تولدها...
سخنان استاد:
خیلی خوشحال هستم امروز تولد آقای کوروش بهانه ای شد تا در خدمت دوستان شعبه شهرری باشم و خودم به شخصه وقتی این سالن را دیدم و کارهایی که انجام شد و هماهنگی که در شعبه شهرری بوجود آمد بین بچه ها و این همکاری که انجام شد، به نظر من این از توان یک فرد خارج است که همچین اتفاقاتی به این بزرگی داخل کنگره 60 شکل بگیرد ولی با مدیریت آقای کوروش آذرپور توانمندی شما عزیزان این شعبه به این شکلی که می بینید شکل بگیرد و امیدوارم که همانطور که تا الان کارتان را به خوبی انجام دادید و پیش بردید از الان به بعد هماهنگی هایمان بیشتر بشود و روابط مان قوی تر بشود تا برای کسانی که این فضا برایشان تهیه شده تا بیایند و به رهایی برسند و خانواده هایشان مثل ما بتوانند مفهوم زندگی را جور دیگر در زندگی خودشان تجربه کنند.
دستورجلسه این هفته در تمام شعب کنگره 60 شیشه است و من خدا را شکر می کنم که در دورانی که درمان شدم ماده مخدری به اسم شیشه اصلاً نبود که بخواهیم تجربه اش بکنیم ولی بنا به مقتضای شغل و کارمان که در مقوله اعتیاد است از نزدیک با این ماده دست و پنجه نرم می کنیم و از عواقب و مشکلاتش و متاسفانه عوارضی که برای بچه ها بوجود می آید را از نزدیک شاهدش هستیم و می بینیم و درکش می کنیم.
از عوارض شیشه اگر بگویم این که یکی از دوستان که در لژیونمان هست نزدیک به 3 سال پیش بود که 3 یا 4 شب از خانه بیرون نیامد و در اتاق نشست و مصرف شیشه کرد و زمانی هم که این اتفاق افتاد خانواده را نگران می کند که چه اتفاقی رخ می دهد در آن اتاق که درش بسته است و از هیچ چیزی اطلاع ندارند و بعد از این که از اتاق بیرون آمد و با خانواده ارتباط نزدیک پیدا کرد فهمیدند که دوتا از دندانهایش را با میخ سوراخ کرده و با انبوردست کشیده بود و رفته بود پشت بام در یک اتاق که جهیزیه خواهرش بود آنها را آتش زد، با مصرف شیشه یک سری اتفاقات می افتد که شاید از نزدیک و از نظر ما دور از ذهن و عقلانی نباشد ولی برای کسانی که مصرف شیشه دارند این که چرا این اتفاق می افتد از دوستان خواهش می کنم که در مشارکتهایشان بیان کنند، ولی آن چیزی که ثابت شده است و همه ما می دانیم برای یکسری از اتفاقات بهانه هایی لازم است و این که ما یک موقع اگر از یک ارتفاع می پریم پایین یک احساسی برایمان بوجود می آید آدرنالین در خون بالا می رود و بعد از آن اگر در حد و حدودی باشد آن آدرنالین باعث شادی و شعف آدم می شود و همینطور در مراسم و جشنی که هست و آن موسیقی که آدم می شنود همین اتفاق برایش می افتد در نتیجه ماده شیشه می آید یک همچین کاری را می کند و در زمانی که مصرف می شود دوپامین خون را از سد مغزی عبور می دهد و چون تعریف نشده است این قضیه که بخواهد یک همچین احساسی با همچین مصرفی وارد مغز بشود، مغز سد خونی دارد و جلویش را می گیرد ولی این شیشه می آید از سد خونی عبور می کند و مغز را دچار یک حالتی می کند که بین خوب و بد را نمی تواند تشخیص دهد، یا بقول معروف وارد یک دنیایی می شود که فرق ارزش و ضد ارزش را نمی فهمد و کارهایی را انجام می دهد که از نظر یک فرد عادی و متعادل برای ما به قول معروف دیوانه کننده است ولی برای آنها یکسری کارهای عادی است که در توهماتشان بوجود می آید و خیلی راحت این کار را انجام می دهند.

در کنگره 60 کاری که انجام شد این بود بهترین حالتی که می تواند برایش بوجود بیاید، در آن اوایلی که کنگره 60 بوجود آمد می گفتند که بهترین نوع مصرف برای هر ماده ای که می خواهید کم بکنی همان ماده است یعنی تریاک با تریاک، حشیش با حشیش، قرص با قرص، الکل با الکل و هروئین با هروئین و ما این کار را انجام دادیم و در یک مقطعی آن جوابی که باید می گرفتیم، نگرفتیم و این کار را آمدیم برعکس انداختیم روی داروی گیاهی تریاک که تجربه شده بود و همه از نزدیک عوارض و خماری اش را و نشئه گیش را می شناختیم و این کار را انجام دادیم و جواب گرفتیم و در شیشه هم آمدیم همین کار را انجام دادیم، شاید یک مقداری تکمیل نشده باشد و تا به آنجایی که بخواهد به مقصد نهایی خودش برسد که صد درصد بخواهد جواب بدهد شاید یک مقدار هنوز فاصله داشته باشد ولی کاری که در حال حاضر ما انجام می دهیم در زمینه درمان شیشه خیلی از موسسات مانده اند و نمی توانند حتی باورش بکنند که این قضیه می تواند به این شکل انجام بشود و درمان داشته باشد و در مورد ماده مخدر شیشه من از بچه ها خواهش می کنم در مشارکتهایشان بیشتر صحبت کنند و امروز تولد نهمین سال رهایی آقای کوروش آذرپور است که اینجا حضور پیدا کردیم.
سخنان استاد در مورد کوروش:
آقای کوروش آذرپور شاید از روزهای اولی که وارد کنگره 60 شد من شاهد کارهایی که می کرد بودم و در نتیجه زحماتی که می کشید بودم و آقای آذرپور قبل از اینکه در موردش صحبت کنم همانطور که همه می دانید رهجوی آقای جعفر شاملو هستند که ایشان بنا به شرایط کاری به زندگیشان می رسند و امروز در جلسه نیستند و من جای ایشان نشسته ام، و به دلیل اینکه من با کوروش رفاقت قدیمی و لژیونهایمان همسایه هم دیگه بوده و از نزدیک برخوردهای خیلی نزدیک داشتیم و شناخت زیادی که وجود دارد من امروز در این جایگاه در خدمت شما هستم.
کوروش سفر بالا و پایینی که داشت و یک مدت از سفرش که گذشت داخل کنگره نیامد و دوباره آمد سفر مجددی را شروع کرد و یکجایی هم داشتند نزدیک کنگره 60 بود و پاتوق بود و تا زمانی که آنجا بود یک مقداری شرایط کوروش سخت تر بود و بعد از اینکه آن پاتوق جمع شد بچه خیلی خوبی شد، از همه مهمتر شاید نکاتی که ما فراموش می کنیم اینکه برای درمان فقط درست مصرف کردن نیست که فرد را به رهایی و درمان می رساند، خیلی از کارهای دیگری وجود دارد که از نظر فکری و لحاظ فیزیکی باید آدم انجام بدهد و ما خیلی از آموزشهایمان فقط روی نوشتار و مشارکتهای بچه ها نیست که درمان بدست می آید و همین همکاری که اول جلسه راجع به آن صحبت کردم، است و ما به کنگره 60 می آییم تا یاد بگیریم که چگونه بتوانیم با هم دیگر و در کنار هم کاری را انجام دهیم نه این که یک نفری یک کار را انجام دهیم، کوروش آن کار را به خوبی انجام داد در کنگره و من از آن اوایل که یادم می آید و از دوران سفر اول که بود به کارهای تاسیساتی کنگره را تا آنجا که از دستش بر می آمد انجام می داد و این کار کلاً سپرده شد به آقا کوروش عزیز و از آن موقع تا الان این کار را به خوبی انجام می دهد و فکر می کنم که یکی از موفقیتهایی که باعث رسیدن به درمان و جایگاه خدمتی این شد که اگر آن کاری که من انجام می دهم چه تاثیری می گذارد و چه احساسی را برای من بوجود می آورد، آن کار را من قوی تر و محکمتر انجام می دهم بر اساس احساساتی که برای من است و کارهایی را که من برای آن دارم انجام می دهم و در نتیجه بعد از آنکه این اتفاق افتاد و آقا کوروش به رهایی رسید در قسمت کمک راهنمایی این کار را ادامه داد و در قسمت کمک راهنمایی دیگر نیاز به گفتن ندارد خیلی از بچه ها کسانی هستند که توسط آقای کوروش به رهایی رسیده اند و خودشان راهنما شده اند و بعد از آنها رهجوهایشان آمدند و راهنما شدند که شعبه قزوین راه اندازی شد از کنار ایشان و شاید یک تعداد دیگری از شعباتی که من در حال حاضر حضور ذهن نداشته باشم نام ببرم و همه اینها در کنار و لازمه این است که همه این همکاری ها در بیرون و داخل کنگره 60 اتفاق می افتد و همه شاهده آن هستیم و اگر این همکاری در خانواده نباشد برای رسیدن در این امر مهم خیلی به سختی و دشوارتر باشد، همسفر محترمشان که ایشان هم من خیلی وقت است می شناسم و یکی از خدمتگذارهای واقعاً بی حاشیه قسمت همسفران کنگره 60 است که امیدوارم در تمام مراحل زندگیشان موفق باشند و خانواده، خانواده خدمتگذار است و آقا شهروز هم همه می دانید در قسمت سایت کنگره است و یکسری از برنامه ریزی هایی که در سایت انجام می شود با مشاوره و مشورت شهروز است، همسفر دیگرشان خانم شهرزاد است و از طرف خودم و دوستان کنگره 60 خدمت این خانواده محترم تبریک عرض می کنم و امیدوارم همانگونه که تا امروز خدمتگزار خوبی برای کنگره 60 بودند تا بعد هم خدمتگزارهای خوبی در کنار هم و در کنار کنگره 60 بمانیم، ممنونم که به صحبتهای من توجه کردید.
پیام تولد کوروش:

اعلام سفر کوروش:

طول سفر اول 11 ماه، راهنما آقای جعفر شاملو، رهایی از بند اعتیاد 9 سال و 1 روز.
آرزوی کوروش:

رسم در کنگره این است که دو آرزو می کنیم و یکی از آنها را بیان می کنیم ولی من امروز دو آرزویم را می گویم، آرزوی اول برای خودم است و آرزو می کنم خودم و خانواده ام هیچ موقع از کنگره 60 دور نباشیم و آرزوی دوم این است که برای شعبه شهرری مکانی را برای خودش و از خودش بتوانیم تهیه کنیم.
صحبتهای کوروش:

من اول تشکر می کنم از همه دوستانی که امروز آمدند و من قرار نبود که تولد 9 سالگی بگیرم و قرار بود از اولی که در سفر اول بودم قرار 10 سال رهایی را برای خودم گذاشته بودم و حالا قسمت شد و 9 سالگی را گرفتم ولی خیلی خوشحال هستم از این موضوع که این اتفاق افتاد و آنهایی که دست به کار شدند تا برای من تولد بگیرند از آنها تشکر می کنم و از همه دوستانی که در این شعبه حضور دارند تشکر می کنم و یک تشکر از همه آنهایی که قبلاً بودند و کمک هایی به من کردند تا به این جایگاه رسیدم، بچه ها صحبت کردند و من هنوز مصرف کننده و بهم ریخته تر از خودم ندیدم یعنی الان خیلی ها صحبت می کردند در مورد شیشه و توهمات آن و من آن موقع که توهم داشتم ماده مخدری به نام شیشه ای وجود نداشت و همانطور که آقا رضا فرمودند من خیلی وقتها رفتم نان بخرم و یک هفته بعد آمدم ولی نه بخاطر آن که یادم برود در بند نبودم، خیلی در دروان اعتیادم خیلی کارها کردم که هنوز از کسی در مصرف کنندها ندیدم و من پسرم شهروز وقتی که بدنیا آمد 4 روزش بود که من رفتم 2 ماه بعد آمدم و از این کارها زیاد کردم، دروان مصرفم و تخریبهایی که من به خودم و اطرافیان زدم زیاد بود و بهرحال مصرف و موادمخدر یعنی همین و طبیعی است.
ولی بهرحال همه آن تخریبها و همه آن اذیتها و همه آن آزارها یک جمله ای است که می گوید همه چیز آخرش خوش است و اگر ناخوش است دلیلش این است که آخرش نشده است و آخر اعتیاد هم خوش بود و آخر اعتیاد کنگره 60 بود یعنی همیشه می گویم این را که اگر راه رسیدن به کنگره 22 سال اعتیاد بود راه خوبی بود و راه بدی نبود و از آخرش خوشم آمد و از آخرش راضی هستم و رضایت کامل دارم که این اتفاقات برایم در آن دوران به آن شکل افتاد تا به اینجا برسیم و دوستانی مثل شما پیدا کنم تا بیاییم در شهرری یک ساختمان مثل اینجا باشد و آدمهایی از سرتاسر ایران شاید یک روزی فکر نمی کردند که ما هم دیگر را بشناسیم و بیاییم دور هم جمع بشویم و دوستانی پیدا کنیم که واقعاً همدیگر را دوست دارند و دوستانی که عاشقانه هم دیگر را دوست دارند، تعارف نمی کنم و از سر زبان و حرف هم نیست، این ارزشی است که هر جایی پیدا نمی شود و من به بچه ها می گویم که در کنگره 60 امکاناتی برای ما فراهم است که در هیچ جایی نیست و این که شما بروید در یک مکانی و بگویید من رایگان آمده ام اینجا کار بکنم غیر ممکن است که کسی اجازه کار بدهد و اینکه بروید بگویید که در آنجا اجازه بدهید کسی رایکان در آنجا کار بکند، امکانش نیست و بروی جایی و به 200 نفر چای بدهی و جای 500 نفر را بتوانی تمیز بکنی و نظافت را رعایت بکنی و تی بزید همچین جاهایی پیدا نمی شود و این که جایی حرف بزنی و 200 نفر به حرفهایت گوش بدهند، پیدا نمی شود، کنگره 60 خیلی چیزها دارد که هیچ جای دنیا نیست و ندارد و امیدوارم که همیشه خودم و خانواده ام کنگره باشیم و این را نه تنها از طرف خودم بلکه از طرف خانواده ام نیز می گویم چون اینها هم همچین اعتقادی دارند و در خانواده همه کنگره ای هستیم، اینگونه نیست که برای تولد بیاییم و از روز اولی که به کنگره 60 آمدم آنها هم پا به پای من نه ولی به اسم من آمدند و پا به پای خودشان آمدند و برای خودشان آمدند و من خیلی مواقع دیدم که اینجا مسافرها می آیند و از همسفرشان تشکر می کنند و من اصلاً عادت ندارم که چیزی که قبول ندارم بگویم و من تشکر نمی کنم، چون خودشان برای خودشان آمدند و از همان روز اول برای خودشان آمدند و همسفر من خانمم؛ از همان روز اول برای خودش آمد کنگره 60 و از همان روز اول گفت که من مصرف مواد ندارم ولی چیزهایی دارم که ضد ارزش هستند ولی این که با هم بودیم و در کنار هم بودیم فکر می کنم خیلی بهتر و راحتتر کنگره 60 آمدیم و امیدوارم که این وضعیتی که در کنگره وجود داشته و برای من وجود داشته ادامه داشته باشد و سعی می کنم هیچ موقع هیچ چیزی در کنگره به عنوان کار و خدمت از دست ندهم و همیشه می گویم آن منی که از روی منیت است من در کنگره می گویم در بدست آوردن کار باید داشته باشد و اگر گفتند که چه کسی فلان کار را انجام می دهد، آدم باید بگوید منو سعی می کنم که این را همیشه حفظ بکنم و دوست دارم حفظ بکنم و امیدوار هستم که هیچ موقع از من گرفته نشود و در کنار دوستانی که بودم باشم.
جا دارد از آقای شاملو تشکر بکنم و ایشان چند وقتی است که به دلایل کاری به کنگره نمی توانند بیایند ولی زحمت زیادی کشیده اند برای من و لژیون و از ایشان خیلی مسائل را یاد گرفتم و آقای ترابخانی گفتند راهنمای من نیست ولی از همان روزهای اول آقای ترابخانی راهنمای من بود و من می آمدم سر لژیون می نشستم و لژیون هم کسی نبود و فقط من بودم و پشت لژیون آقای ترابخانی صندلی می گذاشتم پشت به پشت و حرفهای آقای ترابخانی را گوش می کردم به این دلیل که ایشون راه نمی داد داخل لژیون و می گفت که همانجا باید بنشینی و بارها شد که من تک و تنها در لژیونمان نشستم و یک نفری می نشستم سر لژیون و هیچ موقع احساس نکردم که نبود راهنما به من ضرر بزند و سعی کردم که از خیلی ها چیز یاد بگیرم، از آقا رضا و از آقای حکیمی و از آقای سلامی و آقای مهندس در همان سفر اول بنا به شرایطی که بوجود آمد توانستم از نزدیک با ایشان آشنا بشوم چیزهایی یاد گرفتم و از همه تشکر می کنم و راهنما زیاد است اینها به اسم و الباقی بدون اسم و از رهجوهایم خیلی مسایل را یاد گرفتم و از همه آنها تشکر می کنم و همان آرزویی که برای خودم دارد برای شما هم دارم و امیدوارم که همیشه کنگره باشید، ممنونم که به حرفهای من گوش کردید.
صحبتهای خانم جلالی راهنمای همسفر:

در درجه اول ازخداوند تشکر می کنم که سعادت این را داشتم که در نهمین سال تولد آقای کوروش 60 در کنگره باشم و به استاد عزیزمان آقای دژاکام و سرکار خانم آنی و دختر های گلشان تبریک می گویم و باز هم شادمانی خودم را ابراز می کنم از اینکه خدا را شکر که در کنگره هستیم و خدا را شکر که آموزش گرفتیم و خدا را شکر که امروز در شعبه شما هستم و خیلی انرژی گرفتم، ماشاالله حالتان خیلی خوب است و تبریک می گویم به آقا کوروش و خانم شهره و دیگر عزیزان که در این شعبه خدمت می کنند و به آقای شاملو تبریک می گویم و هر جا هستند امیدوارم سلامت باشند و به آقای ترابخانی عزیز تبریک می گویم و به خودم هم تبریک می گویم برای اینکه خداوند یک رهجویی قسمت من کرد مانند خانم شهره و قصد و نیت این نیست که از هم تعریف کنیم و من بسیار دوست دارم در حرفهایم از رهجوها که می شود این را بگویم که ما بی صدا آسیب دیدیم و اینجا در واقع ما یاد گرفتیم که در کنار مسافرمان بایستیم و اگر هر موفقیتی برای هر مسافری در کنگره 60 وجود دارد باید مطمئن بشه که یک همسفر خوب در کنارش بوده، خدا را شکر که اولین جبران خسارتی که مسافران کنگره می کنند برای همسفرانشان است و من یادم است که سال اول تولد آقا کوروش بود که هیچ موقع یادم نمی رود و آقا کوروش آنقدر از شهره تعریف کرد و می گفت که همسفر من اصلاً حالش خوب بود و من خیلی جا خوردم و گفتم که هیچ که دیگه من چه بگویم و شهره اخلاقش اینگونه است و آرام است ولی باید خیلی عوضش کرد و خودش متوجه است و آموزشهای کنگره خیلی اعتماد به نفس بهش داد و شهره خودش را پیدا کرد و شاید هرگز باور نمی کرد که راهنما بشود و کمک راهنما بشود و آغازنامه ای بدهد، چند وقت پیش آقای جلالی داشت از شهروز صحبت می کرد که چه پسر خوبی است و گفتم خلاصه کلام آقای جلالی وقتی زن و مردی با هم تفاهم داشته باشند و خانه آرام باشد بچه هایشان خوب بار می آیند و من هر چیزی از این دو نفر دیدم خوب بود و آرامش دیدم و پذیرش دیدم و در حاشیه نبودند و خوب خدمت کردند و همانطور که خواسته آقای کوروش است برایشان آرزو می کنم تا هستی است در کنگره باشند و به خانم آذر هم تبریک می گویم و برای همه شما عزیزان که امروز اینجا هستید آرزوی موفقیت و سربلندی می کنم به همه تبریک می گویم.
صحبتهای همسفر شهره آذرپور:

اول خداوند را شکر می کنم بخاطر اینکه این راه و مسیر را به ما نشان داد و از آقای مهندس و خانم آنی و آقای امین و خانم شانی و آنی عزیز که این مسیر را برای ما هموار کردند و کمک مان کردند و آن آسایش و آرامش را به ما خانواده ها دادند و از راهنمایم خانم جلالی تشکر می کنم که واقعاً در این مسیر خیلی به من کمک کردند و با راهنمایهایشان و آموزشهایی که دادند و واقعاً دوستشان دارم و انشاالله که بتوانم در آینده شاگرد خوبی برایشان باشم، شاید با زبان نتوان بگویم ولی با عمل می شود و از آقای شاملو راهنمای مسافرم که زحمت زیادی کشیدند تشکر می کنم و هر جا هستند برایشان آرزوی سلامتی را دارم و بدانند که همیشه ما به یادشان هستیم و از آقای ترابخانی تشکر می کنم که در این مدت مسافر من در کنارش آموزشهای زیادی گرفتند، من خودم شاید هیچ موقع فکر نمی کردم که یک روز بیاییم شعبه شهرری و تولد را اینجا بگیریم و خوشحال هستم که در خدمت شما هستم و از شما و رهجوها و همه مسافران و همسفرای عزیز من درسهای زیادی را گرفتم و همه عزیزانی که از مسیر دور می آیند واقعاً سخت است که در جشن ما که جشن همه ما است و در این روز شرکت کردند تشکر می کنم و برای همه آرزوی سلامتی می کنم و انشاالله که تک تک شما در این جایگاه قرار بگیرید و از خانم آذر تشکر می کنم و به ایشان تبریک می گویم و بچه هایم که همیشه در کنار ما بودند و به ما کمک کردند تشکر می کنم.
صحبتهای همسفر شهرزاد:

در اول صحبتهایم لازم است که از تمامی کسانی که در جشن ما شرکت کردند تشکر کنم و از بچه های شهرری و هم بچه های شعبه آکادمی تشکر می کنم و این دومین تولدی است که پدر من می گیرد و در تولد اولش من نبودم ولی حرفی که پدرم در آن روز زد این بود که بچه های من از روز اول می دانستند که من اعتیاد دارم ولی هیچ وقت به روی خودش نیاورد و واقعاً هم همین بود ولی دلیلش را نمی دانم و هیچ چیزی هم نگفتم و آن موقع که کنگره 60 را پیدا کردیم هیچ چیزی هم نگفتم ولی بعد از اینکه آمدیم کنگره و از روز اول و اولین نفری که دیدم آقای شاملو بود و آنقدر دوستشان داشتم و از مهر سال 1382 که ما مرتب می رفتیم کنگره 60 واقعاً تاثیرش در زندگی ما خیلی زیاد بود و من وقتی که پدرم اعتیاد داشت خیلی به من و شهروز سختی نگذشت و مادر من همه چیز را جمع و جور می کرد و همه کارها را خودش انجام می داد تا به ما سختی نگذرد و اگر مادر من نبود و پدر یک هفته می رفت من تشخیص نمی دادم که برای چه خانه نیست ولی مادر من هیچ وقت هیچ چیزی نگفت و یک دفعه دعوا نکرد تا برود و یک دفعه داد نزد و از وقتی که ما کنگره را پیدا کردیم تاثیرش این بوده که وقتی خانواده جمع است حرفهایمان عوض شد و همیشه حرفهای کنگره ای می زدیم و شهروز هم کنگره ای شد و در کنگره خدمتی را قبول کرد و همین که پدرم گفت آرزو می کنم گه هیچ موقع از کنگره دور نشویم.
تهیه گزارش: مسافر سجاد
این وبلاگ از طرف لژیون آقای محمود اسماعیلی از نمایندگی شهرری با هدف آموزش ، پیشگیری ،مهار و درمان رایگان اعتیاد راه اندازی شده است امیدواریم که بتوانیم در این مسیر قدمی برداشته باشیم.