دلنوشته (نگاه به خویشتن خویش)
نگاه من به خویشتن خویش
مسافر بدی نبودم .سعی میکردم خوب سفر کنم و خوب دستورات استادم را اجرا کنم .
همیشه میشنیدم که دوربین خاموش حرکت کنید !
برایم کمی سوال بود که این چه معنی دارد ؟
میگفتم اصل حرکت صحیح است و اجرای دستورات دفترچه و نیز خواندن و مطالعه مطالب در نشریات
هر وقت کسی را میدیدم که سفر نامنظمی دارد در دلم مکدر میشدم که :ای بابا ما ذلت مواد را کشیده ایم و اینجا رسیدیم ،اگر آمدیم باید درست سفر کنیم وگرنه باید رها کرده برگردیم سربساط ، من که اگر روزی بخواهم سفرم را خراب کنم میروم و دیگر نمیایم .
اما این نگاه بس اشتباه کار دستم داد ، نزدیک بود سقوط کنم ، روزی با یکی از مسافران صحبت میکردم که سقوط آزاد 3روزه داشت و در دلم خندیدم و این عمل به تخریبی در ذهنم منجر شد 2پله از سفرم با مشقت و عذابی طی شود که در کلام نمیگنجد ، هر شب خواب مصرف میدیدم و هرروز با وسوسه شدید میگذراندم ، بارها به ذهنم زد که چی ؟برای چی ؟ اینها همه حرف است ؟ تباهی چیست ؟ سیاهی چیست ؟ برگرد سر مصرف ؟ میخواهند مغزت را شستشو دهند ،.
وای چه افکار شومی
چقدر نحس و بد
بهر حال صبر کردم و با استاد دلسوزم مشورت کردم
میدانستم افکارم پر از تباهی است
میدانستم که برای چه سفر میکنم ، ماندم و تلاش کردم ، در جلسات حضورم را پررنگتر کردم ، دوربینم را از روی همه برداشتم و فقط به درونم چشم دوختم ،حال مدتی است آرام شدم ، نزدیک به انتهای سفر است ، تلاشم دوچندان شده ! نه برای رهایی ! که آنچه فرمان است به انجام خواهد رسید ! اکنون سفرم را برای تعالی نفس ، برای تعادل جسم و روح و اندیشه و رسیدن به مراتب بالاتری از انسانیت ادامه میدهم
چرا که هرچه هست عشق است و امید
مسافر سفر اول علیرضا
این وبلاگ از طرف لژیون آقای محمود اسماعیلی از نمایندگی شهرری با هدف آموزش ، پیشگیری ،مهار و درمان رایگان اعتیاد راه اندازی شده است امیدواریم که بتوانیم در این مسیر قدمی برداشته باشیم.